چو قاف قدرتش دم بر قلم زد      هزاران نقش بر لوح عدم زد

از  دم گشت پیدا هر دو عالم       وز آن دم شد هویدا جان آدم

عوالم خلقیّه -اعم از مادیّه و مجّرده- با تمام متعلقاتش، از عالم امر و ملکوت و اسما و صفات الهی صورت پذیرفته است، و پیش از ظهورش قرین به نیستی بوده است؛ لذا نجم الدین نیز می گوید: با نام خالق قادری سخن آغاز می کنم که با هستی و کمالاتش، نبودها را بودِ اعتباری بخشید، و به کمالات خویش آراست، و دو جهان را پدید آورد، و آدم علیه السلام و ذریّه اش را نَفس ناطقه عنایت فرمود:

«ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ» [1]
نون، سوگند به قلم و آنچه مى نويسند.

نیز فرمود:

«إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» [2]
ماييم كه هر چيزى را به اندازه آفريده ايم.

هم چنین فرمود:

«أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا» [3]
آيا انسان به ياد نمى آورد كه ما او را قبلا آفريده ايم و حال آنكه چيزى نبوده است.

و نیز فرمود:

«هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا» [4]
آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود.

 پی نوشت :
1. قلم،1.
2. قمر،49.
3. مریم،67.
4. دهر،1.



تاريخ : جمعه ۱۳۹۲/۱۰/۰۶ | 9:9 | نویسنده : بهرام کیانی ده کیانی |