معلم شهيد امر الله ميرزا پور

بخشي از زندگي نامه شهيد ميرزاپور

در سال 1340 در روستاي نورآباد شهرستان ايذه در خانواده اي مستضعف چشم به جهان گشود. دوره ي ابتدايي را در روستاي خود به پايان رساند و دوره ي راهنمايي را بعلت نبود مدرسه راهنمايي در روستاي خود، در شهرستان ايذه كه در 4 كيلومتري روستا قرار داشت بدون وسيله ي نقليه و با پاي پياده سپري كرد. تا پايان دوره ي دوم دبيرستان را در شهرستان ايذه گذراند . و براي ادامه تحصيل و اخذ ديپلم دانشسرا راهي شهرستان مسجد سليمان گرديد . و بعد از آن مجدداً ديپلم رشته ي اقتصاد خود را در دبيرستان آيت الله طالقاني شهرستان ايذه در سال 1360 اخذ نمود و پس از آن به عنوان يك معلم مكتبي دانش آموزان را با مفاهيم قرآن و اسلام آشنا مي نمود و در همين حال در محل روستاي خودشان (نورآباد)در مسجد  صاحب الزمان (عج) به آموزش قرآن مي پرداختند.  وي در عمليات هاي فتح المبين ، بيت المقدس ‌و رمضان شركت داشت . و چه زيبا اين معلم مكتب اسلام علم دين مي آموختند ، معلمي كه خود با عمل آموخته هاي مكتب دينش را به شاگردانش فهماند. و شهد شيرين شهادت را در عمليات رمضان سال 1361 نوشيد و دعوت حق را لبيك گفت.

بخشي از وصيت نامه شهيد:

 اي امت به شما توصيه مي كنم كه قدر اين نعمت بزرگ كه همان اسلام و امام است را بدانيد . به شما (پدر ،مادر ....) توصيه مي كنم كه مبادا در مرگ من به ماتم و سوگ بنشينيد ، مبادا كاري كنيد كه دشمن از شما خوشحال شود ، شما صبر كنيد و استقامت داشته باشيد ودر مقابل مشكلات مانند كوه باشيد. نكند به من جوان ناكام بگوييد چون كام من همان شهادت بود و به آن رسيدم. امروز افتخارمان اين است كه دررا ه عقيده اي جهاد مي كنيم كه به حقانيت آن كاملاً آگاهيم و غير از اين برايمان راهي نمي ماند كه يا پيروز شويم ويا  شهادت را چون اسلحه اي مرگ بار برفرق دشمن فرود آوريم . هم اكنون در حال رجعت يعني در حالت حركت به سوي خدا هستيم . همه انبياء مأمور مبارزه با شرك بودند و اكنون هم اين مبارزه بايد ادامه داشته باشد ، صداي تبر ابراهيم(ع) را هنوز بايد شنيدو اين مبارزه هيچگاه كهنه نشد و نمي شود.كسي كه به عهد و پيمان خود عمل نكند دين ندارد. من به جبهه رفتم تا از سرور شهيدان حسين بن علي (ع) درس  ياد بگيريم .



تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۰ | 0:24 | نویسنده : بهرام کیانی ده کیانی |